سوپر فریکونومیکس

سوپر‌فریکونومیکس

استیون دی. لویت و استفن جی دوبنر

در‌مورد کاهش گرمای کره‌زمین، روسپی‌های وطن‌پرست و اینکه چرا بمب‌گذاران عملیات انتحاری باید بیمه عمر بخرند

 

این کتاب درباره چیست؟

اقتصاد

سوپر‌فریکونومیکس (۲۰۰۹) در‌مورد اینکه چرا اندیشیدن مانند اقتصاددانان در درک دنیای مدرن به ما کمک می‌کند، توضیح می‌دهد. این تکنیک‌ها، اصول کلیدی اقتصادی و اهمیت جمع‌آوری داده‌ها با داستان‌های رنگارنگ تاریخ بشر را به تصویر کشیده و راه‌حل‌های شگفت‌انگیزی را برای مشکلات جهانی که امروزه همه ما با آن‌ها روبرو هستیم ارائه می‌دهد.

درباره نویسنده

استیون دی. لویت یک اقتصاددان آمریکایی با مدرک تحصیلی از دانشگاه هاروارد و موسسه فناوری ماساچوست و همچنین متخصص تحقیق در‌مورد جرم و جنایت و فساد است. او در حال حاضر در دانشگاه شیکاگو تدریس می‌کند.

استفن جی دوبنر نویسنده و روزنامه‌نگار آمریکایی است که تمرکزش بر موضوعات اقتصادی می‌باشد. او همچنین نویسنده کتاب «انتخاب دین من» (که قبلاً با عنوان روح‌های آشفته شناخته می‌شد) و کتاب «اعترافات یک قهرمان‌پرست» می‌باشد.

معرفی

خواندن این کتاب چه سودی برای من دارد؟ درمان مشکلات و بیماری‌های جامعه در داده‌ها نهفته است.

مطمئناً افراد باهوشی که بتوانند هر مسئله‌ای مانند گرمایش زمین، تروریسم و دیگر مشکلات جهانی را حل کنند، به اندازه کافی در دنیا وجود دارند. پس چرا این افراد به طرز عجیبی در یافتن پاسخ شکست می‌خورند؟

حقیقت ناراحت‌کننده این است که بسیاری از کارشناسان در جای مناسبی به‌دنبال پاسخ سوالات خود نیستند. بسیاری از آن‌ها به خاطرات و تجربیات ناقص افراد دیگر به عنوان مبنایی برای نظریه‌های خود تکیه می‌کنند که خود منجر به سوء‌تفاهم و اشتباه می‌شود. از سوی دیگر، آمار‌های موجود ملموس و واضح نیستند.

نکات این کتاب تنها تعدادی از راه‌حل‌های غیر‌عادی که در داده‌ها و آمار نهفته هستند را به شما نشان می‌دهند که البته مطالعه آن‌ها ممکن است نحوه برخورد شما با مشکلات و همچنین جستجوی راه‌حل را تغییر دهد.

در این نکات به سوالات زیر پاسخ داده خواهد شد:

  • چرا روسپی‌های مدرن دستمزد کمتری نسبت به روسپی‌های قرن ۱۹ می‌گیرند؟
  • چرا افزایش مالیات‌‌ به افزایش جمعیت موش‌ها کمک کرد؟
  • چرا راه‌حل گرمایش جهان ممکن است باعث پمپاژ آلودگی بیشتر به جو باشد؟

 

نکته1: آمار‌ها می‌توانند بینش روشنی از دنیا به ما بدهند.

آیا شما جز آن دسته افرادی هستید که وقتی یکی از اطرافیان شما زباله‌های خود را پشت سرش می‌اندازد و می‌رود، عصبانی می شوید؟ ممکن است از اینکه چه چیزی باعث می‌شود اینقدر بی‌ملاحظه رفتار کنند متعجب شوید و حتی آرزو کنید می‌توانستید به ذهن آن‌ها وارد شوید و متوجه علت این کارشان شوید.

البته این فکری است که ما غالبا آن را کنار می‌گذاریم چون نمی‌توانیم وارد ذهن دیگران شویم ولی می‌توانیم رفتارهای نامطلوب اشخاص را تغییر دهیم. دولت‌ها و نهادهای عمومی همواره با ایجاد مشوق‌هایی برای انجام، در تلاش برای این کار هستند. ولی متاسفانه طرح‌های تشویقی به ندرت طبق برنامه‌ریزی عمل می‌کنند. این طرح‌ها در اغلب موارد اثرات مخربی دارند و پیامدهای ناخواسته‌ای را برجا می‌گذارند.

به قانون هزینه جمع‌آوری زباله بر اساس حجم توجه کنید. این قانون قرار بود مشوقی باشد تا مردم زباله کمتری تولید کنند اما در عوض، مردم راه‌های خلاقانه‌ای برای فرار از پرداخت هزینه پیدا کردند. در آلمان بسیاری از مردم شروع به ریختن غذای اضافه و دور‌ریز در توالت کردند و در نتیجه جمعیت موش‌ها افزایش یافت.

اگر می‌توانستیم واکنش‌های مردم را پیش‌بینی کنیم، در اتلاف زمان و زحمت خود صرفه‌جویی می‌کردیم. ولی چگونه می‌توانیم این کار را انجام دهیم؟ با استفاده از آمار و داده‌ها برای ورود به درون ذهن و افکار مردم. با جمع‌آوری و تجزیه‌و‌تحلیل داده‌ها و آمار، می‌توانیم درک کنیم که چرا مردم اینگونه رفتار می‌کنند.

 

نکته2: مانند یک اقتصاددان فکر کنید تا اسرار جامعه را برملا سازید.

همواره در زمان فروپاشی و بحران‌های اقتصادی، اقتصاددانان مورد انتقاد شدید قرار می‌گیرند ولی اقتصاددانان یا حداقل کسانی که مانند آن‌ها فکر می‌کنند واقعا می‌توانند کمک بزرگی برای جامعه باشند.

اگرچه ما مایلیم تفکر اقتصادی را فقط به تلاش‌های غیر‌منصفانه برای افزایش سود ربط دهیم اما در واقع بیشتر با تلاش‌هایی برای تحلیل دنیای بیرونی سر‌و‌کار داریم. اساس علم اقتصاد چیزی جز ایجاد فرضیات با کمک داده‌های قوی و محکم نیست. این مورد به اقتصاددانان امکان واقع‌بین ماندن و تمایز قایل‌شدن بین رفتار معمولی و استثناها را می‌دهد .

تابستان سال ۲۰۰۱ در ایالات متحده به عنوان “تابستان کوسه‌ای” شناخته شد. پوشش رسانه‌ای از درندگان و حیوانات زیر آب، بویژه به‌خاطر داستان کودک هشت ساله‌ای که یک دست و یک تکه از ران پای خود را در حمله یک کوسه از دست داد، بسیار بالا بود. این مسئله باعث ایجاد این تصور شد که کوسه‌ها خطرناک‌تر از همیشه شده‌اند.

اما با تجزیه و تحلیل آمار‌های واقعی و عینی، مشخص شد تعداد حملات کوسه‌های آن سال با میانگین اعداد سال‌های گذشته یکی است. این داستان نشان داد که آگاهی عموم مردم از واقعیت ماجرا فاصله داشت.

فکر‌کردن مانند یک اقتصاددان می‌تواند شما را به حقیقت امر نزدیک کند اما فقط این نیست؛ این نکته شما را به سمت نوآوری نیز سوق می‌دهد. بررسی منطقی، دقیق و همه جانبه می‌تواند شما ر ا به سمت راه‌‌حل‌های جدید برای غیرقابل‌حل‌ترین مشکلات هدایت ‌کند.

در اوایل دهه ۱۹۰۰ کالسکه‌ها، اصلی‌ترین وسایل حمل‌و‌نقل بودند اما افزایش کود اسبی و در پی آن بدبو شدن محیط به یک مشکل بزرگ  تبدیل شده بود. با نبود راه‌حل برای وادار کردن اسب‌ها به تولید فضولات کمتر، این مشکل حل نشدنی به نظر می‌رسید.

محققان پژوهشگر به جای تمرکز بر کم‌خوری اسب‌ها، با ابزار تفکر منطقی، به وضعیت موجود از زاویه جدیدی نگاه‌کردند و به جای تلاش برای کاهش کود، ابزاری که جایگزین خود اسب شد را توسعه دادند: ماشین!

 

نکته3: آما‌رهای تن‌فروشی، چندین اصل اقتصادی در کار را نشان می‌دهند.

امروزه اکثر مشاغل توسط مردان اداره می‌شود اما یک تجارت وجود دارد که زنان همیشه در آن بر مردان تسلط داشته‌اند: تن‌فروشی.

در این بخش از کتاب نویسنده با بررسی آمار کارگران جنسی، به رویه‌های بسیار جالبی پی برده‌است. صد سال پیش، تن فروشی دستمزد به مراتب بهتری داشت. گروه دختران پروانه‌ای که در حدود سال ۱۹۰۰ در فاحشه‌خانه‌ای معروف در شیکاگو کار می‌کردند توانستند سالانه ۴۳۰۰۰۰ دلار به دست آورند. در حال حاضر یک کارگر جنسی مدرن فقط می‌تواند رویای چنین دستمزدی را داشته باشد. چرا؟! در زمان‌هایی که رابطه جنسی قبل از ازدواج غیرمعمول بود، مردان بیشتر از جامعه آزادتر امروزی به دنبال روسپی‌ها می‌رفتند. کار در فاحشه‌خانه‌ها نیز غیرقانونی بود؛ بنابراین احتمال دستگیر‌شدن و همچنین انگ اجتماعی که به مرتکب تن‌فروشی

وارد می‌شد، منجر به افزایش دستمزدها برای جبران خطرات و معایب آن شد.

اما در سال‌های اخیر، زنان بیشتری با رغبت کارگر جنسی می‌شوند، در حالی که مردان کمتری حاضر به پرداخت هزینه برای رابطه جنسی هستند. با عرضه بیشتر از تقاضا، قیمت‌ها و به دنبال آن دستمزدها کاهش یافته است.

این عرضه و تقاضاها در معرض تغییرات کوتاه‌مدت هستند. به طور مثال یک مطالعه دو ساله در مورد این موضوع نشان داد که کارگران جنسی از تبعیض قیمتی استفاده می‌کنند. یعنی این زنان از مشتریانی با لباس‌های زیباتر یا رفتارهای محترمانه‌تر که به‌طور قابل‌توجهی ثروتمندتر از سایر مشتری‌ها بودند، دستمزدهای بالاتری می‌گرفتند.

یافته‌ها همچنین نشان می‌دهند که کارگران جنسی بلافاصله به افزایش تقاضا واکنش نشان می‌دهند. به عنوان مثال، در زمان جشن شکرگذاری قیمت تن‌فروشی در یک محله ۳۰ درصد افزایش یافت؛ حتی آن‌هایی که کارگر جنسی نبودند از این فرصت استفاده کردند تا در فصل تعطیلات کمی پول بیشتر به‌دست‌آورند!

این واکنش‌ها به تغییرات تقاضا نشان می‌دهد که کارگران جنسی تفاوت چندانی با یک فروشگاه‌ بزرگ ندارند؛ به‌محض اینکه فرصتی برای کسب درآمد بیشتر ببینند، اضافه‌کاری می‌کنند تا از فرصت شغلی کوتاه‌مدت فعلی حداکثر استفاده را ببرند.

 

نکته4: تفکر اقتصادی می‌تواند به ما کمک کند تا تروریست‌ها را قبل از حمله دستگیر کنیم.

تروریسم یکی از تهدیدهای مدرن است که همه ما را می‌ترساند، به‌ویژه به این علت که قربانیان به صورت تصادفی انتخاب می‌شوند. این همان چیزی است که جلوگیری از تروریسم را بسیار سخت می‌کند. با این حال، تجزیه ‌و ‌تحلیل داده‌ها می‌تواند به ما در شناسایی تروریست‌ها قبل از اقدام کمک کند.

برای درک تروریست‌ها ابتدا باید بدانید که انگیزه آن‌ها چیست. آلن کروگر، استاد اقتصاد دانشگاه پرینستون، داده‌های مربوط به تروریست‌ها در لبنان را در مقایسه با جمعیت عمومی این کشور تجزیه‌و‌تحلیل کرد. چیزی که او فهمید همه را شگفت‌زده کرد.

برخلاف تصور عمومی، تروریست‌ها در واقع تحصیلات خوبی دارند و از خانواده‌‌های طبقه متوسط و مرفه هستند. آنچه که آن‌ها را به حرکت در‌می‌آورد فقر و منفعت شخصی نیست بلکه تمایل به انجام یک عمل سیاسی است.

با حصول درک بیشتر از چرایی و چگونگی عملکرد تروریست‌ها، می‌توانیم شروع به شناسایی آن‌ها کنیم. اما اقدامات ضد تروریستی قدیمی، مانند نظارت بر مکالمات مظنون، کاملاً ناکارآمد است.

به همین دلیل یان هورسلی، که نامش به دلایل امنیتی در اینجا تغییر کرده است، الگوریتمی که جزئیات تراکنش‌های بانکی را برای ردیابی تروریست‌های احتمالی تجزیه و تحلیل می‌کند، توسعه داده است. این الگوریتم که در اصل برای کشف کلاهبرداران طراحی شده بود، از شاخص‌هایی برای تشخیص رفتارهایی که ممکن است یک تروریست را مشخص کند، استفاده می‌کند.

شاخص‌های مثبت ویژگی‌هایی هستند که اغلب تروریست‌ها به‌صورت مشترک دارا هستند مانند اجاره به جای خرید خانه یا ثبت‌نام به عنوان دانشجو. به طور مشابه، شاخص منفی کاری است که تروریست‌ها معمولاً انجام نمی‌دهند؛ مانند سرمایه‌گذاری بیمه عمر چون که بدیهی است شرکت‌های بیمه در موارد خودکشی هیچ پرداختی نداشته باشند.

اگرچه این الگوریتم کامل نیست اما ممکن است ابزار ارزشمندی برای شناسایی مظنونینی باشد که در غیر‌این‌صورت مورد توجه قرار نمی‌گرفتند. از سوی دیگر، اکنون تروریست‌ها ممکن است به فکر سرمایه‌گذاری بیمه عمر افتاده باشند، فقط برای اینکه از نظر شناسایی در امنیت باشند!

 

نکته5: در واقعیت، مردم نه کاملاً نوع‌دوست هستند و نه کاملاً بی‌تفاوت.

در سال ۱۹۶۴ در روزی که به گفته نیویورک تایمز، سه حمله جداگانه در مقابل ۳۸ رهگذر که هیچ ‌یک از آن‌ها با پلیس تماس نگرفتند ولی شاهد ماجرا بودند، انجام گرفت و کیتی جنووز ۲۸ ساله با ضربات چاقو کشته شد.

این مورد به‌عنوان نمونه‌ای جامع و کامل از بی‌تفاوتی عابران تماشاچی مشهور شد؛ پدیده‌ای که نحوه‌ی مشاهده یک اتفاق نگران‌کننده که هیچ کاری در مورد آن انجام نمی‌دهیم زیرا تصور می‌کنیم شخص دیگری آن کار را خواهد کرد، توصیف می‌کند. در آن زمان منتقدان این ماجرا را به عنوان یک یادآوری پر‌سر‌و‌صدا و واضح از جامعه‌ای که نسبت به اتفاقات درون خود خودخواه و بی‌تفاوت است می‌دانستند. با این حال، تنها ۲۰ سال بعد، افکار عمومی به سمت دیگری تغییر جهت داد و همه متقاعد شدند که جامعه اساساً نوع‌دوست است. در دهه ۱۹۸۰ نظریه بازی بینشی بسیار تحسین‌برانگیز از جامعه ارائه کرد. بازی دیکتاتور، به عنوان یکی از آزمایش‌های نظریه بازی، تمایل سوژه به تقسیم پول خود با غریبه را اندازه‌گیری می‌کرد. نتایج بسیار قابل‌توجه بود. بازیکنان در کشورهای گوناگون و محیط‌های مختلف به شدت طرفدار تقسیم پول به طور مساوی بودند و افسانه انسان خودخواه و نادان را از بین می‌بردند.

اما آیا واقعا جامعه نوع‌دوست شده بود؟ این نتیجه مطابق با تجربیات جان لیست، اقتصاددان تجربی، نبود. او تصمیم گرفت مجموعه‌ای از بازی‌های اقتباس‌شده و واقعی‌تر دیکتاتور را اجرا کند تا نوع‌دوستی جامعه را مورد آزمایش قرار دهد.

در نسخه ارایه‌شده توسط لیست، افراد می‌توانستند همانطور که به غریبه‌ها پول بدهند از آن‌ها پول بدزدند. در نهایت، تنها ۶ درصد از شرکت کنندگان تقسیم عادلانه پول را انتخاب کردند در حالی که ۶۶ درصد همه پول را برای خود برداشتند.

 

نکته6:برخی از مشکلات بسیار پیچیده، راه‌حل‌های بسیار ساده‌ای دارند.

همه ما تجربه درماندگی ناشی از حل نشدن یک مشکل بدقلقی را داشته‌ایم؛ این دقیقاً همان چیزی است که دانشمندان هر روز تجربه می‌کنند. به نظرتان آن‌ها وقتی راه‌حلی پیدا نمی‌شود چه می‌کنند؟ داده‌ها را برای ارزیابی عینی پرونده جمع‌آوری می‌کنند و علل آن را مشخص می‌کنند.

این رویکرد حتی می‌تواند جان انسان‌ها را، همان‌طور که در بیمارستانی در وین در سال ۱۸۴۷ انجام شد، نجات دهد. در آن زمان، از هر شش زن سالم که در بیمارستان زایمان می‌کردند، یک نفر در معرض ابتلا به تب مرگبار زایمانی بود. ایگنتز سملویز تصمیم گرفت به‌وسیله جمع‌آوری اطلاعات تا جایی که می‌تواند با این مشکل مقابله کند.

او دریافت زنانی که در خانه یا در بخش ماماهای بیمارستان زایمان می‌کنند، نسبت به زنانی که در بخش پزشکان مرد زایمان می‌کنند، بسیار کمتر به تب مبتلا می‌شوند. سپس خبر مرگ یک پزشک مرد پس از بریدن تصادفی انگشت خود در حین کالبد شکافی و آلوده شدن به ترشحات جسد منتشر شد.

درواقع پزشکان مردی که کالبد شکافی را انجام می‌دادند، سپس مستقیماً به بخش زایمان می‌رفتند و در آنجا ترشحات جسد را به زنان در‌حال زایمان منتقل می‌کردند. و راه حل ساده بود: شستن دست‌ها!

جمع‌آوری داده‌ها به ترسیم مشکلات پیرامون که قبلا آشکار نبوده‌اند کمک می‌کند. حل این مشکلات منجر به نوآوری می‌شود و این دقیقاً همان چیزی است که وقتی هنری فورد شروع به کار با داده‌های تصادفات اتومبیل در دهه ۱۹۵۰ کرد، رخ داد.

در آن زمان، تصادفات عامل اصلی مرگ‌و‌میر بودند و سالانه ۴۰۰۰۰ نفر جان خود را از دست می‌دادند. فورد، رابرت استرنج مک نامارا را برای جمع‌آوری و تجزیه‌و‌تحلیل داده‌ها به منظور ایمن‌تر‌کردن رانندگی استخدام کرد.

مک نامارا متوجه شد که جراحات عمدتاً به دلیل آسیب به سر مسافران بوده چون آن‌ها در هنگام تصادف به فرمان و شیشه جلو خودرو کوبیده می‌شدند. در نتیجه، بسیاری از طراحان شروع به انجام آزمایش برای نرم‌تر‌کردن فرمان خودروها کردند.

اما مک نامارا از داده‌ها استفاده کرد تا از زاویه‌ای دیگر به مشکل نگاه کند؛ چرا در همان وهله اول به سادگی از سر در برابر حرکات چرخشی محافظت نکنیم؟ و نتیجه راه‌حلی ارزان و آسان بود که خطر مرگ را تا ۷۰ درصد کاهش داد: کمربند ایمنی!

 

نکته7: سردرگمی در مورد گرمایش جهانی، مقابله با آن را دشوارتر می‌کند.

گرم شدن کره زمین همان‌طور که به ما گفته می‌شود یکی از بزرگترین تهدیدات موجودیت بشر است. پس چرا کار بیشتر و موثرتری برای آن انجام نمی‌دهیم؟ گرمایش کره‌زمین پدیده جدیدی است که علت اصلی آن فعالیت‌های انسانی است؛ فقط نمی‌دانیم چگونه و تا چه حد.

از آنجایی‌که ما نمی‌دانیم فعالیت‌های ما چقدر بر روی این مسئله تأثیر‌گذار هستند و آیا اصولا این فعالیت‌ها منجر به این فاجعه می‌شوند یا خیر، درنتیجه یک مباحثه عمومی بی‌طرفانه در مورد آن دشوار است و این کمکی به بحث‌های قدیمی گرمایش جهانی که تحت تاثیر داستان‌های ساختگی می‌باشند، نمی‌کند.

به عنوان مثال، خودروها و صنعت همیشه به عنوان عوامل اصلی گرمایش کره‌زمین معرفی شده‌اند. با این حال در واقع پستانداران، به ویژه گاوها، مسئول 50 درصد بیشتر گازهای گلخانه‌ای نسبت به کل سیستم حمل‌و‌نقل هستند.

پس چرا داده‌های بیشتری را برای شناسایی عوامل موثر بر تغییرات آب‌و‌هوایی مورد تجزیه‌و‌تحلیل قرار نمی‌دهیم؟ واقعیت این است که گرمایش کره ‌زمین مسئله بسیار پیچیده‌ای است و چندین شاخص وجود دارد که باید در‌نظر گرفته شود. علاوه بر این، دانشمندان هواشناسی قادر به انجام آزمایشات نیستند به این معنی که آن‌ها نمی‌توانند متوجه شوند چه اقداماتی با موفقیت گرمایش جهانی را به حداقل می‌رسانند.

پیامدهای جانبی منفی نیز مانع تلاش‌های ما در برابر گرمایش جهانی می‌شود. پیامدهای جانبی منفی، عواقب و پیامد‌هایی هستند که توسط بسیاری از افراد، اما نه افراد مسئول، احساس می‌شوند. به عنوان مثال، اگر اقیانوس بالا بیاید و جزیره کوچکی در اقیانوس آرام جنوبی را زیر آب ببرد، مصرف بیش از حد گوشت ما و گازهای گلخانه‌ای تولید‌شده توسط گاوها تا حد زیادی مقصر اصلی ماجراست.

متأسفانه اگر شما مسئول باشید اما مجبور نباشید با عواقب آن کنار بیایید، بعید است که رفتار خود را برای بهتر‌شدن اوضاع تغییر دهید. با این حال، ابتکاراتی مانند فیلمی ساخته ال گور بنام «حقیقت ناخوشایند» یا «اتحاد او برای حفاظت از اقلیم» با موفقیت‌های گوناگونی، تلاش کرده‌اند تا آگاهی را افزایش دهند.

تا زمانی که انگیزه‌ای برای تغییر رفتار خود نداشته باشیم، این کار را انجام نخواهیم داد؛ به همین دلیل است که مقابله با گرمایش جهانی بسیار سخت است. اما ممکن است یک راه حل سریع وجود داشته باشد که در نکته بعد خواهید خواند.

 

نکته۸: آمارها نشان می‌دهند که می‌توانیم بوسیله آلودگی بیشتر با گرمایش زمین مبارزه کنیم!

مردم دوست ندارند برای جلوگیری از مشکلی در آینده پول خود را سرمایه‌گذاری کنند زیرا همیشه احتمال ظاهر شدن راه حل ارزان‌تر و سریع‌تر وجود دارد. در واقع ممکن است یک راه سریع و مقرون‌به‌صرفه که در ابتدا کمی غیر‌منطقی به نظر می‌رسد برای جلوگیری از گرمایش جهانی وجود داشته باشد.

برای توضیح بیشتر باید به سال ۱۹۹۱ زمانی که آتشفشان کوه پیناتوبو فوران کرد، نگاه کنیم. فوران عظیم، مه غلیظی در هوا بر جای گذاشت که فروکش‌کردن آن دو سال طول کشید. جالب اینجاست که در این دوره زمین خنک شد و جنگل‌ها با سرعت بیشتری رشد کردند.

پس از در نظر گرفتن این موضوع، ناتان میهروولد، مدیر ارشد فناوری مایکروسافت در آن زمان و محقق حال حاضر Intellectual Ventures در سیاتل، ایده‌ای داشت: چرا سعی نکنیم با تقلید این فرآیند، بر‌ آب‌و‌هوا تاثیر بگذاریم؟

مهندسی زمین یا مداخله در سیستم آب‌و‌هوای جهانی می‌تواند برگ‌برنده ما برای معکوس‌کردن گرمایش جهانی باشد. در سال ۱۹۹۲ گزارشی از آکادمی ملی علوم نشان داد که دمیدن دی‌اکسید‌گوگرد در استراتوسفر، سیاره زمین را خنک می‌کند؛ فقط مهم است که آن را بالاتر از جایی که کارخانه‌های صنعتی پمپ می‌کنند، آزاد کنیم!

هنگامی که به صورت استراتژیک این کار انجام شد، ۱۰۰۰۰۰ تن دی‌اکسید‌گوگرد سالانه به جو پمپ‌شده، گرمایش قطب شمال را معکوس کرده و سطح گرمایش را در نیمکره شمالی کاهش می‌دهد. تنها کاری که ما باید انجام دهیم این است که از نیروگاه‌های موجود استفاده کنیم و از یک دستگاه شلنگی‌شکل برای پمپاژ گازهای گلخانه‌ای به استراتوسفر استفاده کنیم.

پوشش مه تولید‌شده، پتوی بودیکو نامیده می‌شود که با استفاده از نام یک اقلیم‌شناس روسی نام‌گذاری شده است. این روش نه تنها ارزان و آسان است بلکه اگر آنطور که تصور می‌شود عمل نکند برگشت‌پذیر نیز خواهد بود.

مبارزه با پیامدهای آلودگی هوا با ایجاد آلودگی بیشتر کمی عجیب به نظر می‌رسد اما داده‌ها نشان می‌دهند که می‌تواند کارساز باشد. همچنین، این موضوع که هزینه این روش ۵۰ میلیون کمتر از هزینه‌ای است که بنیاد ال گور هر‌ساله صرف افزایش آگاهی عمومی می‌کند، است را هم در نظر بگیرید!

 

پیام کلیدی این کتاب:

با کمک آمار می‌توان رفتار انسان‌ها را به شیوه موثرتری درک کرد. با جمع‌آوری داده‌ها، پرسیدن سوالات درست و واقع‌بین ماندن، می‌توانید راه‌حل‌هایی برای مشکلات قدیمی پیدا کنید و دنیا را به مکانی بهتر تبدیل کنید.

توصیه‌ مهم: شما هرگز نمی‌توانید داده‌های کافی داشته باشید!

دفعه بعد که با مشکلی مواجه شدید که نتوانستید آن را حل کنید، با رهایی از هرگونه فرضیات در مورد آن، شروع به کار بر روی آن و تحقیق درباره داده‌ها کنید. آیا متقاعد می‌شوید که چون امروز چهارشنبه است، گربه شما روی زمین ادرار کند؟ بعید به نظر می‌رسد. پس شروع به جمع‌آوری داده‌ها تا حد امکان کنید تا مهم‌ترین شاخص‌ها را پیدا کنید. چهارشنبه‌ها شما چه کارهایی انجام می‌دهید و گربه شما چه می‌کند؟ چه می‌خورد؟ سپس سعی کنید راهی برای اثرگذاری بر این شاخص‌ها پیدا کرده تا راه‌حلی برای مشکل خود بیابید.

پیشنهادی برای مطالعه بیشتر: «زمان سرقت از بانک» توسط استیون دی. لویت و استفن جی. دوبنر

زمان سرقت از بانک (۲۰۱۵) مجموعه‌ای از مقالات منتشر شده در وبلاگ فریکونومیکس به آدرس freakonomics.com را ارائه می‌دهد. لویت و دوبنر با توجه به مسائل غیر‌قابل‌پیش‌بینی و کاملاً عجیب، همه چیز را تحت پوشش قرار می‌دهند؛ از اینکه چرا باید از کسی که نام میانی وی وین است دوری کنید تا اینکه چرا برخی از ما باید بیشتر از دیگران رابطه جنسی داشته باشیم.

 

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *